صفحات این شماره

تعداد بازدید : 0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

تعداد بازدید : 18
اخبار
عامل شهادت مامور پلیس دستگیر شد
گروه حوادث- شرور مسلح و عامل شهادت مامور پلیس پس از بازگشت به کشور دستگیر شد.فرمانده انتظامی استان گفت: 30 تیر ماه سال 84، ماموران انتظامی قصرقند در منطقه ساربوک در راستای برقراری نظم و امنیت جامعه و مقابله با مخلان امنیت عمومی، در محور های فرعی با اشرار مسلح درگیر شدند که در این عملیات استوار یکم «نوروز پیری زاده» به درجه رفیع شهادت نائل شد. به گزارش پایگاه خبری پلیس، سردار«حسین رحیمی» با بیان این که از همان زمان تلاش های پلیس برای دستگیری عامل این شهادت ادامه داشت افزود: باتوجه به اشراف اطلاعاتی یگان های پلیس، هویت ضارب شناسایی شد ولی این شرور با تغییر مداوم محل سکونت و خروج غیر مجاز از کشور متواری بود. وی تصریح کرد: یگان های اطلاعاتی و عملیاتی پلیس در تعاقب اقدامات اطلاعاتی از بازگشت این شرور سابقه دار به داخل کشور با خبر شدند و او را در عملیاتی در حالی که در ارتفاعات منطقه ساربوک قصرقند مخفی شده بود، دستگیر کردند. وی خاطر نشان کرد: متهم در تحقیقات تخصصی کارآگاهان پلیس به تیراندازی و شهادت استوار یکم «نوروز پیری زاده» اعتراف کرد.
دستگیری 22 سارق و کشف 24 فقره سرقت
22 سارق در ایرانشهر دستگیر و 24 فقره سرقت کشف شد.فرمانده انتظامی ایرانشهرگفت: ماموران پلیس آگاهی با اجرای طرح رعد در راستای برخورد با هنجارشکنان و قانون گریزان موفق به دستگیری 22 سارق شدند که این متهمان به 24 فقره سرقت اعتراف کردند.
سرهنگ «دوستعلی جلیلیان» افزود: در این طرح که به مدت یک هفته اجرا شد بیش از 799 کیلوگرم انواع مواد مخدر، 34 هزار لیتر سوخت قاچاق به ارزش بیش از 2 میلیارد و 600 میلیون ریال کشف شد و در این زمینه 22 نفر دستگیر و به مراجع قضایی تحویل شدند. وی تصریح کرد: 55 دستگاه خودرو و 21دستگاه موتورسیکلت متخلف نیز توقیف و برای سیر مراحل قانونی روانه پارکینگ شد.
انهدام باند سارقان تجهیزات بیمارستانی در زاهدان
باند سارقان تجهیزات و لوازم بیمارستان ها در زاهدان شناسایی و منهدم شد.رئیس پلیس آگاهی استان گفت: با توجه به وقوع سرقت از چند بیمارستان و اداره در زاهدان بررسی موضوع به طور ویژه در دستور کار کارآگاهان پلیس قرار گرفت. سرهنگ «ابراهیم ملاشاهی» افزود: ماموران پس از چند هفته یک متهم سابقه دار را شناسایی و او را به همراه یک دستگاه تلویزیون مسروقه متعلق به یکی از بیمارستان های زاهدان دستگیر کردند. وی تصریح کرد: متهم در تحقیقات تخصصی کارآگاهان به پنج فقره سرقت از بیمارستان های دولتی زاهدان اعتراف کرد که در ادامه ضمن کشف اموال مسروقه، 6 متهم دیگر نیز به اتهام خرید اموال مسروقه دستگیر شدند.
قاچاقچی کالا به دام قانون افتاد
قاچاقی کالا در زاهدان 420 میلیون ریال جریمه شد.رئیس شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات قاچاق کالا و ارز تعزیرات حکومتی مرکز استان به خبرنگار ما گفت : مأموران یگان امداد زاهدان به یک دستگاه خودروی پژو مشکوک شدند و پس از متوقف کردن خودرو و در بازرسی از آن انواع کالای قاچاق شامل پارچه، لوازم آرایشی بهداشتی و تلفن همراه به ارزش 238 میلیون ریال کشف کردند.
«حسن حاجی نژاد» افزود: در همین راستا پرونده برای رسیدگی قانونی به تعزیرات حکومتی ارسال شد که با استعلام صورت گرفته توسط شعبه، با پاسخ معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان مصرف لوازم آرایشی و بهداشتی کشف شده مورد تأیید قرار نگرفت. وی افزود: در ادامه مراحل رسیدگی، با توجه به اقرار متهم، شعبه تخلف را وارد دانست و متهم علاوه بر ضبط کالای مکشوفه به پرداخت 420 میلیون ریال جزای نقدی در حق دولت محکوم شد.
متخلفان زیست محیطی به دام افتادند
تعدادی متخلف که اقدام به شکار و حمل غیرمجاز پرندگان بومی کرده بودند دستگیر شدند.مدیرکل حفاظت محیط زیست گفت: یگان حفاظت محیط زیست استان در مناطق زابل و نصرت آباد با همکاری نیروی انتظامی ایست بازرسی نصرت آباد موفق به کشف 41 قطعه آبچلیک، 40 قطعه جوجه طوطی سبز و 60 قطعه مینا شدند.به گزارش روابط عمومی این اداره کل، «نیره پورملائی» افزود: یگان حفاظت زابل پس از تعقیب طولانی یک خودروی مشکوک، موفق به دستگیری یک متخلف شد که مبادرت به حمل غیرمجاز41 قطعه آبچلیک کرده بود و از او یک قبضه کمرشکن ساچمه ای توقیف کردند. وی خاطر نشان کرد: در عملیات دیگری یگان حفاظت زابل موفق به جمع آوری تورهای زنده گیری پرنده در پناهگاه حیات وحش هامون شد.وی تصریح کرد: 20 قطعه از آبچلیک ها که قابلیت بازگشت به محیط را داشتند، رها شدند. همچنین 40 قطعه جوجه طوطی سبز و6٠ قطعه مینا توسط یگان نصرت آباد وماموران انتظامى ایست بازرسی نصرت آباد، کشف و زنده گیری شد که در همین رابطه یک متخلف دستگیر و به همراه مستندات تحویل مقام قضایی شد.
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

تعداد بازدید : 0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
سایه روشنتعداد بازدید : 17
سراب عشق خیابانی
همه دنیا و آرزوهایم در او خلاصه می شد و از صمیم قلب دوستش داشتم. کاخ رویاهایم را با خشت وعده های پسری بنا کردم که حاضر بودم قلبم را زیر پایش بگذارم و جانم را برایش بدهم اما عاقبت آن چیزی نشد که انتظارش را داشتم. مشکل من از دو سال قبل و زمانی که به بهانه درس خواندن به خانه دوستم می رفتم و با او در خیابان ها پرسه می زدم شروع شد.یک روز با جوانی به نام سعید آشنا شدم و تعریف و تمجیدهای هم کلاسی ام از تیپ و قیافه این پسر جوان مرا بیشتر شیفته و دلباخته اش کرد. من در مدت کوتاهی به او وابسته شدم و تقریبا هر روز همدیگر را می دیدیم یا با هم صحبت می کردیم. مادر سعید نیز از رابطه ما خبر داشت و چند بار تلفنی با هم صحبت کرده بودیم. یک روز سعید به من خبر داد که خواهر بزرگش از مشهد آمده است و میخواهد مرا ببیند و کمی درباره آینده صحبت کند. تا آن زمان خانواده من از ارتباطم با سعید اطلاع نداشتند به همین دلیل بدون آن که به کسی چیزی بگویم با خوشحالی برای اولین بار همراه او به خانه شان رفتم. برای اولین دیدار با مادر و خواهر شوهر آینده ام استرس داشتم و در طول مسیر خودم را برای برخورد با آن ها آماده می کردم اما لحظه ای که به آنجا رسیدیم و وارد آپارتمان شدیم متوجه شدم کسی در خانه نیست! وقتی از او پرسیدم پس مادر و خواهرت کجا هستند؟! سعید گفت باید چند دقیقه منتظر باشیم. الان می آیند آن ها رفته اند برای تو هدیه بخرند. دلشوره عجیبی داشتم و هر چه میخواستم آرامش خودم را حفظ کنم نمی شد. 15 دقیقه ای گذشت اما خبری از آن ها نشد. سعید هم سعی می کرد با صمیمیت و مهربانی بیش از حدی از من پذیرایی کند اما احساس خوبی نسبت به محبت هایش نداشتم به همین دلیل از خیر دیدن مادر و خواهرش گذشتم و خودم را برای رفتن آماده کردم. اما سعید مانع شد و اول با مهربانی از من خواست تا باز هم منتظر بمانم اما وقتی اصرار مرا برای رفتن دید مهربانی را کنار گذاشت و شروع به تهدید کرد. سعید دیگر آن پسر مورد علاقه ام نبود و آنجا از نقشه شوم او باخبر شدم. شروع به جیغ زدن کردم و او هم شروع به کتک زدن من کرد. خودم را به زحمت به در آپارتمان رساندم اما او قبلاً در را قفل کرده بود. بنابراین تنها کاری که از دستم بر می آمد این بود که به در بکوبم و درخواست کمک کنم. سعید هم از ترس آبروی خانواده اش و این که همسایه ها صدای مرا نشنوند تسلیم شد و در را باز کرد. تمام مسیر را اشک ریختم و هزاران بار بر خودم لعن و نفرین فرستادم که چرا به این سادگی به او اعتماد کردم. واقعا اگر برایم اتفاقی می افتاد چه سرنوشتی در انتظار من بود؟
گفت وگوی واقعی با روزنامه سیستان و بلوچستان
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

تعداد بازدید : 22
قاچاقچی سوخت ۱۲۰ میلیون ریال جریمه شد
گروه حوادث- قاچاقچی 6 هزار لیتر سوخت در زابل به پرداخت 120 میلیون ریال جزای نقدی محکوم شد.رئیس اداره تعزیرات حکومتی زابل به خبرنگار ما گفت : مأمورین پلیس آگاهی از یک دستگاه نفتکش 6 هزار لیتر سوخت از نوع نفت گاز به همراه 4 عدد بشکه کشف کردند.
«محمدحسین جهان آبادی» افزود: پرونده در شعبه ویژه تخلفات قاچاق کالا و ارز تعزیرات حکومتی زابل تشکیل شد که در بازجویی ها متهم به انجام تخلف اقرار و اعلام کرد سوخت ها را از اتوبوس ها و کامیون ها به قصد فروش جمع آوری کرده است.وی افزود: شعبه رسیدگی کننده با توجه به اقرار متهم تخلف را وارد دانست و متخلف را علاوه بر ضبط سوخت ها و کالاهای مکشوفه به پرداخت 120 میلیون ریال جزای نقدی در حق دولت محکوم کرد.
وی خاطر نشان کرد: با توجه به نیاز کشورهای همجوار و تفاوت قیمت، خرید و فروش غیرمجاز سوخت همواره مورد استقبال قاچاقچیان قرار می گیرد که باید با فرهنگ سازی و بهبود فضای کسب و کار مانع ایجاد شغل های کاذب در استان و هدر رفتن این سرمایه ملی شد.
کشف 23 هزار لیتر سوخت قاچاق در نیمروز
23 هزار لیتر سوخت قاچاق در نیمروز کشف و یک دستگاه تانکر نفتکش در این رابطه توقیف شد.
فرمانده انتظامی نیمروز گفت: ماموران انتظامی بخش صابری حین کنترل خودروهای عبوری به یک دستگاه تانکر نفتکش مشکوک شدند و برای بررسی بیشتر آن را متوقف کردند. سرهنگ «حسن آشتیانی» افزود: ماموران در بازرسی از این تانکر 23 هزار لیتر بنزین بدون مجوز را کشف و در این رابطه یک قاچاقچی را دستگیر کردند.
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

تعداد بازدید : 23
کشف 351 میلیون ریال لوازم آرایشی قاچاق در سراوان
گروه حوادث- لوازم آرایشی و بهداشتی با ارزش 351 میلیون و 791 هزار ریال در سراوان کشف شد.رئیس اداره تعزیرات حکومتی سراوان گفت: مأموران سپاه مستقر در مرز ایران و پاکستان هنگام گشت زنی و انجام مأموریت های محوله به یک دستگاه خودروی وانت تویوتا مشکوک شدند که راننده با دیدن مأموران به خاک پاکستان متواری شد.«موسی عباس زاده محمودی» ادامه داد: در بازرسی از خودروی متوقف شده تعداد قابل توجهی انواع لوازم آرایشی بهداشتی شامل صابون، رژ لب و لوازم پزشکی به ارزش 351 میلیون و 719 هزار ریال مشکوک به قاچاق کشف شد.وی تصریح کرد: با تحویل کالاها به اداره جمع آوری و فروش اموال تملیکی، استعلام از مرکز بهداشت درباره مصرف کالاهای مکشوفه انجام شد که در پاسخ مصرف انسانی آنان مورد تأیید قرار نگرفت.وی خاطر نشان کرد: با توجه به متواری شدن راننده و بدون صاحب بودن کالاهای مکشوفه، شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات قاچاق کالا و ارز تعزیرات حکومتی سراوان حکم به ضبط کالاها صادر کرد.
410 میلیون ریال لوازم آرایشی قاچاق کشف شد
یک محموله لوازم آرایشی بهداشتی قاچاق به ارزش 410 میلیون ریال در زاهدان کشف شد. رئیس پلیس آگاهی استان گفت: ماموران اداره مبارزه با قاچاق کالا و ارز پلیس آگاهی این فرماندهی در تداوم طرح های مبارزه با قاچاق کالا از تردد یک دستگاه اتوبوس حامل لوازم آرایشی و بهداشتی قاچاق در محورهای مواصلاتی استان مطلع شدند و برنامه ریزی عملیاتی برای توقیف این محموله آغاز شد. سرهنگ«ابراهیم ملاشاهی» افزود:سرانجام یک شنبه گذشته خودروی مورد نظر در یکی از محورهای مواصلاتی استان شناسایی و در یک عملیات متوقف شد.
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

تعداد بازدید : 23
زخم های بدون التیام
ارباب افضلی- خاطرات کودکی ام در مشاجرات پدر و مادرم خلاصه می شود. همه آن روزها خاکستری است و گویا قرار است آثار سختی های آن دوران تا پایان عمر همراه من باشد.سرپرست دفتر حمایت از حقوق زنان و کودکان دادگستری استان در گفت و گو با «سیستان و بلوچستان» زندگی دختر 15 ساله ای را که در پی اعتیاد پدرش رنگ باخته است این گونه روایت می کند: وقتی برای کمک به این دفتر مراجعه کرد معصومیت و زیبایی دخترانه اش مجذوبم کرد. روی حرف زدن نداشت شاید هم نمی دانست باید از کجا شروع کند و چه بگوید. با این وجود درخواست کمک را می شد از عمق چشمانش دید. کنارش نشستم و مشکلش را پرسیدم. با شرم و تردید شروع به سخن گفتن کرد و داستان تلخ زندگی 15 ساله اش را تعریف کرد.همه خاطرات کودکی ام در مشاجرات پدر و مادرم خلاصه می شود همه آن روزها خاکستری است و گویا نکبت و سختی های آن دوران قرار است تا پایان عمر همراه من باشد. وقتی 7 ساله بودم مادرم به دلیل اعتیاد پدرم از او جدا شد و رفت. من و خواهر 2 ساله ام در خانه پدربزرگ همراه با پدرم زندگی کردیم. فقط اسمش پدر بود نه احساس پدرانه ای نسبت به ما داشت و نه حمایتی از ما می کرد. تمام زندگی اش در بساط اعتیادش خلاصه می شد.
آغاز ترس و دلهره
در آن سال های کودکی پدربزرگم تنها کسی بود که من و خواهرم را از آزار و اذیت های یک پدر معتاد حفظ می کرد. سختی ها از وقتی شروع شد که پدربزرگم از دنیا رفت و من و خواهرم دیگر پشتیبان و تکیه گاهی نداشتیم. خانه پدربزرگ، میراثی شد برای پدرم و او هم بدون معطلی محل سکونت ما را به پاتوق دیگر معتادان تبدیل کرد. زندگی در آن خانه برای دو دختربچه مانند کابوسی وحشتناک بود که روزها و شب هایش با ترس و تهدید سپری می شد تا این که یک شب مأموران وارد خانه شدند و پدرم و دیگر معتادان را دستگیر کردند.
نوید خوشبختی
من و خواهرم به اورژانس اجتماعی منتقل شدیم تا این که تکلیفمان مشخص شود. چندروزی بلاتکلیف بودیم اما هر چه بود از روزها و شب های آن خانه بهتر بود. حداقل اطمینان داشتیم مورد آزار و اذیت کسی قرار نمی گیریم. بالاخره یکی از عمه هایم که در یکی از شهرهای نزدیک زاهدان زندگی می کرد برای تحویل گرفتن ما به زاهدان آمد و سرپرستی ما را قبول کرد.با رفتن به خانه عمه بالاخره بلاتکلیفی ما پایان یافت. یک اتاق از خانه شان را برای ما تجهیز کرد و شرایطی فراهم شد تا بتوانیم بهتر از قبل به درس خواندن بپردازیم. با پایان دوران ابتدایی برای ورود به دوره متوسطه در آزمون ورودی مدرسه نمونه دولتی پذیرفته شدم اما مشکل این جا بود که برای تحصیل باید به زاهدان می آمدم. شوهر عمه ام این موضوع را قبول و خودش رفت و آمد روزانه من به زاهدان را تقبل کرد.
ورق روزگار برگشت
قبولی در مدرسه نمونه برایم نویدبخش آغاز روزهای خوب و پایان بدبختی های کودکی بود تا این که بازهم ورق روزگار برگشت. یک روز در میانه راه که به سمت زاهدان می آمدیم، شوهرعمه ام به من پیشنهاد ازدواج داد! پیشنهادی که از شنیدن آن شوکه شدم و باورش برایم مشکل بود. مردی که چندین سال است قد کشیدن مرا در خانه اش نظاره گر بوده و همه مرا به عنوان دخترش می شناسند، چگونه این پیشنهاد را مطرح می کند؟! در پاسخ به او سکوت کردم و اصلاً نمی دانستم باید چه بگویم.
چند روز از آن پیشنهاد می گذرد دیگر نمی خواهم با آن ها زندگی کنم حالا که به این سن رسیده ام جای خالی پدر و مادرم را در زندگی احساس می کنم. دوران کودکی ام آن قدر پر از ترس و سختی بود که فکر می کردم داشتن یک جای خواب امن بهترین نعمت دنیاست. اما حالا که چندین سال است در یک جای امن می خوابم و زندگی می کنم متوجه می شوم وجود یک تکیه گاه از همه چیز مهم تر است. از همه سخت تر این است که مادر و پدر دارم اما هر کدامشان به دنبال سرنوشت خود رفته اند بدون آن که به آینده من و خواهرم فکر کنند. اگر پدرم معتاد و درمانده نبود هیچ وقت شوهرعمه ام به خود اجازه نمی داد چنین پیشنهادی به من بدهد. کاش به جای یک سقف، دستی پدرانه روی سرم بود.
والدینی که آرامش را بر هم می زنند
سرپرست دفتر حمایت از حقوق زنان و کودکان درباره زندگی «سعیده» می گوید: شرایط نامناسب زندگی و پدری بی مسئولیت که زندگی اش صرف اعتیاد شده، سبب شده است تا سرنوشت فرزندان بی گناهی مانند سعیده و خواهرش نیز تحت تأثیر قرار گیرد و آن ها هیچ گاه احساس امنیت و آرامش نداشته باشند.«شهیدی» ادامه می دهد: امنیت و آرامش، دو موضوع بسیار مهم درزندگی هر فرد محسوب می شود که خانواده به ویژه والدین مسئولیت تأمین آن را برعهده دارند اما در مواردی مانند زندگی سعیده پدر و مادر با خودخواهی ها و اشتباهاتشان نه تنها این امنیت و آرامش را از زندگی فرزندان می گیرند بلکه با سرنوشت آن ها بازی می کنند.وی با بیان این که خانه پدری سعیده در حاشیه شهر واقع شده است، ادامه می دهد: شرایط محیطی تأثیر بسیار زیادی در کیفیت زندگی افراد به ویژه در دوران کودکی دارد. این در حالی است که بسیاری از خانواده ها در حاشیه شهر درگیر معضل اعتیاد و عواقب بعدی آن هستند. سعیده و خواهرش نیز به دلیل کیفیت پایین زندگی مجبور به ترک خانه پدری و زندگی در خانه عمه شد.وی تصریح می کند: زندگی در کنار اقوام و آشنایان برای کودکان آسیب دیده ای مانند سعیده بهترین گزینه است اما این امر زمانی می تواند به نفع آن ها باشد که اقوام و آشنایان شرایط مناسبی برای نگهداری از آن ها فراهم کنند که بررسی و تایید این شرایط برعهده نهادها و سازمان های اجتماعی است.وی خاطرنشان می کند: در بررسی های بعدی مشخص شد عمه سعیده نیز معتاد بوده و در ازای نگهداری از آن ها انجام کارهای خانه اش را به این دو خواهر محول کرده است. از طرفی شوهر عمه او نیز با اختلاف سنی زیادی از همسرش کوچک تر بوده و گویا همین موضوع دلیل اصلی پیشنهاد ازدواج به سعیده بوده است. بنابراین زندگی سعیده و خواهرش در این شرایط مصداق بارز از چاله درآمدن و در چاه افتادن است.
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.













